اینجا هستید

«او» نوشتار (۱)

«طاهری» آمد که بفهمیم،
صرف نظر از هر شاخصه ای که انسانها رامرز بندی میکند،
همین؛
«او» “پیام آوری” است که دنیای خواب آلوده ای را که میرود تا بیداری را در عصر هوشمندی، مزمزه کند، تکان «سختی» داد به «آرامی» و همین پارادوکس «سخت و ارام» «او» بود که موزیک سمفونی خلق کرد که تا قرنها، نه فقط بشریت… با آن به رقص خواهند آمد؛
شعله ای در دل ولی آرام بود
در دو دستش باده و هم جام بود
ساقی جان شد شراب ناب داد
ما همه لب تشنگان را آب داد
سفره های آسمانی باز کرد
بخشش و انفاق را آغاز کرد
روزی خود را به ما تقدیم کرد
هریک از ما را به ما تفهیم کرد
اتاق فکر «طاهری» “ذهن بی ذهنِ به بینهایت پیوسته اش” بود و اریکه توانمندیش
“حوزه های شعوری هستی” که در اختیارداشت و حوزه اقتدارش “قلوب انسانها و ذهن کل و جزء”

طاهری آمد که بفهمیم.
………………..
وهمین جرم کافی بود تا قدرتمدارانی را که قرنهاست “دین مداری” را
” دستاویز عرفان ستیزی” اشان قرار داده و زمام مُدارا را از کف نهاده و بر مدار شیطان وجود خود میگردند و رمز اقتدار و استمرارشان نا آگاهی مردمانشان شده است را به هراس افکند،
هراسی که نزدیک به دوسال پس از رفتن «طاهری» هنوز ترکشان نکرده و هرگز ترکشان نخواهد کرد؛
هراسی که پس از کوتاه شدن دستشان از جسم « طاهری »
آنها را به باز سازی جریانات گذشته واداشت، همانگونه که آرزو داشتند بشود و هرگز نشد.
………..
آنها عاقبت نمیتوانند مردم را متقاعد کنند که او زنده است.
نمیتوانند نشانش دهند واین همه را انجام میدهند،
تا از «پیام آوری» که دو سال قبل، به خواست سردمداران ظلم و کفر، در زیر شکنجه با داروی اقرار آور قرار گرفته،برای اقرار به شیطانی بودن آموزه هایش،
و با اختیار خود، کالبدش را با اقتدار و مظلومیت ترک کرده
و در حالیکه هراس از حدقه چشمان شکنجه گرانش بیرون میزد تنهایشان گذاشته! چهره ای بسازند که :
حرفهایی برای گفتن داشت ولی نه چندان مهم! و
دچار یک بازداشت خودسرانه شد به اشتباه! و
چند بازجو آزارش دادند به بی قانونی! و
توبه کرد از سر ترس و عجز! و
منت بر سرش گذاشته شد برای بخشش!
از سر بزرگواری !!
چرا که خانواده اش از همانها که مسبب ظلم به او بودند درخواست بخشش کردند به ذلت، و به نفع قاتلانش،
برای در امان ماندن خود از ترس ویا امید بستن به وعده ای!……

آنها عاقبت نمیتوانند مردم را متقاعد کنند که او زنده است.

«طاهری » «پیام آوری» است که پس از رفتنش نیز استمرار دارد، به حکم
” قانون دانستگی بسیط” که حاصل ” فنا فی الله-بقاء بالله” است.

«طاهری » «پیام آوری» است که پس از رفتنش نیز استمرار دارد، به حکم ” قانون دانستگی بسیط” که حاصل ” فنا فی الله-بقاء بالله” است.

«طاهری» پیام آوری است که بار ها و بارها بایستی او را از نو سرود،از نو شناخت؛
هر بار که بیماری از نَفَس رحمانی او که برای همیشه در بستر هستی جاری شده، شفا میابد،به صلح میرسد،آرام میگیرد،تفکر میکند،ارتقاء میابد، به یگانگی میرسد، میبخشد و بخشیده میشود، میفهمد و فهمیده میشود،عاشق میشود و معشوق میشود، مصلوب میشود،معاشقه میکند،عبادت میکند، به معراج میرود و باز میگردد، هر بار «او »را از نو باید شناخت.

«طاهری» پیام آوری است که بار ها و بارها بایستی او را از نو سرود،از نو شناخت
«او »با حق به یگانگی رسید وبا شهادتش خونی به کالبد نیمه جان بشریت اغوا شده تزریق کرد، شاید که حرکت معنوی و ادراکی بشر گامی به جلو نهد.
او خود را زندگی کرد به صداقت و ماندگار شد .

او با حق به یگانگی رسید
انسان کاملی که پیامش را داد و امانتش را به بشریت سپرد و رفت،
وقرنها زمان میبرد تا بشر بفهمد که«طاهری» با آمدنش، زیستنش، معلمی کردنش، صبوری کردنش، خون دل خوردنش وشهادتش، چه چیزی برای او به ارمغان آورده بود؟
شهناز نیرومنش
چهارم آبانماه ۱۳۹۵
۲۵ اکتبر ۲۰۱۶

#محمدعلی‌طاهری #شهناز نیرومنش #پیامبر #عرفان حلقه

شهناز نیرومنش
مدیر مرکز حفظ و نشر آثار استاد محمد علی طاهری - اینتریونیورسالیزم
http://shahnazniroomanesh.com
Top