اینجا هستید
وبسایت شهناز نیرومنش > اشعار > جهالت هم عجب ،اين روزها ،غرق غرور است – دفتر دوم – پاییز 1387

جهالت هم عجب ،اين روزها ،غرق غرور است – دفتر دوم – پاییز 1387

صبوري ميكنم، اما دلم درياي خون استتغافل ميكنم ،در سينه ام دشت جنون است خموشم ،ساكتم ،اي واژه ها تقصير كاريدنميخواهم ،نميخواهم دگر در سينه ام طوفان بكاريد چقدر اين روزها ،اينجا ،صداقت داغدار است«چقدر اين روزها ،رسم تظاهر برقرار است» چقدر اين روزها، اينجا سراب از آب دور است«جهالت هم عجب ،اين روزها ،غرق غرور است»

صبوري ميكنم، اما دلم درياي خون است /تغافل ميكنم ،در سينه ام دشت جنون است
خموشم ،ساكتم ،اي واژه ها تقصير كاريد / نميخواهم نميخواهم دگر در سينه ام طوفان بكاريد
چقدر اين روزها ،اينجا ،صداقت داغدار است / «چقدر اين روزها ،رسم تظاهر برقرار است»
چقدر اين روزها، اينجا سراب از آب دور است/ «جهالت هم عجب ،اين روزها ،غرق غرور است»

چه در آزارم از چندي و چوني و چرايي ؟! / چه در رنجم از اين رسم خراب بي وفايي؟!
سراپا در عطش ،لب تشنه يك جرعه آبم / «كسل از واژه ها ،در جستجوي درك نابم»

شهناز نيرومنش/ پاييز ٨٧ / دفتر دوم -شكوه

پاسخ دهید

Top