خانه » اشعار » جهان در بهت و حیرت بود، کسی در نور میرقصید..
جهان در بهت و حیرت بود، کسی در نور میرقصید..
جهان در بهت و حیرت بود، کسی در نور میرقصید..

جهان در بهت و حیرت بود، کسی در نور میرقصید..

جهان در بهت و حیرت بود
کسی در نور می رقصید
رقص درد…
به نرمی می خرامید از دل انوار
به دل های سیاه و سرد
و از انوار نورانی به قدر وسعت هستی
بارش داشت
جهان درد هزائم داشت
جهان در خویش زایش داشت
کسی در نور می رقصید
رقص مرگ
که از خورشید در جانش نشانی داشت
زبانش بسته بود اما، همه هستی
به یُمن واژه های بی کلام
از او کلامی داشت
بقدر وسعت هستی،بقدر عشق
نگفته رازهایی داشت
دل یاران عاشق رازدارش بود
و دل های عطشناک بشر از دست او
امید جامی داشت
هستی وامدارش بود
دل چشم انتظاران بی قرارش بود
جهانی داغدارش بود
پاییز ۱۳۹۳

شهناز نیرومنش

Check Also

پیمان

چند دقیقه قبل در یوتیوب در حال جستجو برای تهیه استناداتی کلیپی توجهم را جلب …

اینجا دگر چرا، خبری از یک غزل عاشقانه نیست؟!

اینجا دگر چرا، خبری از یک غزل عاشقانه نیست؟! من اعتراض دارم ، این سکوت …

دیدگاهتان را بنویسید