خانه » اشعار » چه زخمها که بر تنت نشانده شد؛ چه دردها که بر دلت نهاده شد
چه زخمها که بر تنت نشانده شدچه دردها که بر دلت نهاده شدچه گوشها که کر شد از شنیدنتچه چشمها که کور شد ز دیدنتتو رفته ای ولی هنوز... تا ابدزچشمهایشان هجوم ترس میچکد تو رفته ای و از تمام زخمهای کهنه ی بشر،در انتظار التیامهماره تا همیشه قطره قطره درد می چکدولکنتی که نعره ی های بی امان انتقام میشودبرای خواب ماندگان، شروع یک قیام میشود
برای خواب ماندگان، شروع یک قیام میشود

چه زخمها که بر تنت نشانده شد؛ چه دردها که بر دلت نهاده شد

چه زخمها که بر تنت نشانده شد
چه دردها که بر دلت نهاده شد
چه گوشها که کر شد از شنیدنت
چه چشمها که کور شد ز دیدنت
تو رفته ای ولی هنوز… تا ابد
زچشمهایشان هجوم ترس میچکد
تورفته ای و از تمام زخمهای کهنه ی بشر
در انتظار التیام
هماره تا همیشه قطره قطره درد می چکد
ولکنتی که نعره ی های بی امان انتقام میشود
برای خواب ماندگان، شروع یک قیام میشود

شهناز نیرومنش
جمعه ۱۵ ژانویه ۲۰۱۶
۲۵ دیماه ۱۳۹۴

منبع: فیس بوک

Check Also

پیمان

چند دقیقه قبل در یوتیوب در حال جستجو برای تهیه استناداتی کلیپی توجهم را جلب …

اینجا دگر چرا، خبری از یک غزل عاشقانه نیست؟!

اینجا دگر چرا، خبری از یک غزل عاشقانه نیست؟! من اعتراض دارم ، این سکوت …

دیدگاهتان را بنویسید