خانه » اشعار » کفران نعمت حضور تو بود که اینک ما را نصیب شد – – ژانویه 2013
نابرده رنجهای لاابالی صفت را چه گنج ها که نصیب شدتیغی که با شقاوت درید سینه ی عشق را تیغ طبیب شد!! گفته بودند که سنگ لعل میشود در مقام صبرای بس عجب که این لعل، شکسته به سنگ شکیب شد هیچم گلایه ز خصم نیست که تیغ ز روبرو میکشد مرادردم از اوست که رفیق قافله و شریک دزد نانجیب شد وقتی فتنه ی سکوت حلقوم حقیقت را درید و رفتآن هرزه گوی مدعی ، به نام حق،سخنگو و خطیب شد
کفران نعمت حضور تو بود که اینک ما را نصیب شد

کفران نعمت حضور تو بود که اینک ما را نصیب شد – – ژانویه 2013

نابرده رنجهای لاابالی صفت را چه گنج ها که نصیب شد
تیغی که با شقاوت درید سینه ی عشق را تیغ طبیب شد!!

گفته بودند که سنگ لعل میشود در مقام صبر
ای بس عجب که این لعل، شکسته به سنگ شکیب شد

هیچم گلایه ز خصم نیست که تیغ ز روبرو میکشد مرا
دردم از اوست که رفیق قافله و شریک دزد نانجیب شد

وقتی فتنه ی سکوت حلقوم حقیقت را درید و رفت
آن هرزه گوی مدعی ، به نام حق،سخنگو و خطیب شد

اول به نام دوست با خدعه و نیرنگ دهان حقیقت را لگام زد
بعدا به یاد «او» وقیحانه قاری «امن یجیب» شد

ما را تکرار واقعه ی قرآن سر نیزه و فریسیان و سامری 
با حادثه ی ابن ملجم و یهودا و اهل کوفه یکجا نصیب شد

حق پشت پرده ی جهل وشقاوت، مظلومانه سکوت کرد
باز هم حقیقت اسیر ترفند بازی مردم فریب شد

ما را نه قدرت دشمن که مصلحت اندیشی دوست!! ضربه زد
مقهور هراس کاذب خویش شدند و «او» تنها و غریب شد

رنجی که بردیم در این فتنه ،در غیاب تو ای «طاهر طهور»
کفران نعمت حضور تو بود که اینک ما را نصیب شد

شهناز نیرومنش

27 ژانویه 2013

Check Also

عبادت

​ ما که از ترس خـدا او را عبادت مي کنيم          بر تعصب هاي خود …

پیمان

چند دقیقه قبل در یوتیوب در حال جستجو برای تهیه استناداتی کلیپی توجهم را جلب …

دیدگاهتان را بنویسید