اینجا هستید
وبسایت شهناز نیرومنش > نوشته ها > او رفت و باز هم بشر ماند و اَنگ جهالت و ساده اندیشی بر پیشانی و بارامانتش بر دوش

او رفت و باز هم بشر ماند و اَنگ جهالت و ساده اندیشی بر پیشانی و بارامانتش بر دوش

"او رفت و باز هم بشر ماند و اَنگ جهالت و ساده اندیشی بر پیشانی و بارامانتش بر دوش؛ امانتی که «او» به نمایندگی از بشریت در خواب مانده، پذیرای آن شد، شاید که بیداری عمومی صورت پذیرد از یک گُلی که با آن بهار میشود اگر تکثیر گردد.بار امانتی که به مظلومیت بدوش کشید، ولی هرگز زیر بار آن کمر خم نکرد وآن را بر زمین نگذاشت و حاضر نشد به خیانت در امانت معشوق. کتابها بایستی نگاشت به سرانگشت حقیقت بر اوراق پهنه ی هستی...ازمظلومیتش،ازغربتش،از حقانیتش،از صداقتش، از امانتداریش واز شهادتش... تا ابد مرثیه ها باید سرود و سینه به سینه به نسلها رساند... از او که بی انتها بود و هست و به ابدیت پیوست..." شهناز نیرومنش 1 مارچ 2017

“او رفت و باز هم بشر ماند و اَنگ جهالت و ساده اندیشی بر پیشانی و بارامانتش بر دوش؛
امانتی که «او» به نمایندگی از بشریت در خواب مانده، پذیرای آن شد،
شاید که بیداری عمومی صورت پذیرد از یک گُلی که با آن بهار میشود اگر تکثیر گردد. بار امانتی که به مظلومیت بدوش کشید،
ولی هرگز زیر بار آن کمر خم نکرد و آن را بر زمین نگذاشت و حاضر نشد به خیانت در امانت معشوق.
کتابها بایستی نگاشت به سرانگشت حقیقت بر اوراق پهنه ی هستی… ازمظلومیتش،ازغربتش،از حقانیتش،از صداقتش، از امانتداریش واز شهادتش…
تا ابد مرثیه ها باید سرود و سینه به سینه به نسلها رساند…
از او که بی انتها بود و هست و به ابدیت پیوست…”
شهناز نیرومنش
1 مارچ 2017

Top