خانه » نوشته ها » دست نوشته ها » ایکاش حق عشق ادا میشد بی هیاهو وستیز مناسب و سازگار با طبیعت عشق بی آنکه راستینگی های تلخ را قطره قطره در کام آنانکه از تو اند و تو از آنها شرمگینامه فرو بریزی و … ادامه …
ایکاش حق عشق ادا میشد بی هیاهو وستیز،مناسب و سازگار با طبیعت عشق،بی آنکه راستینگی های تلخ را قطره قطره در کام آنانکه از تو اند و تو از آنها ،شرمگینامه فرو بریزی  و بر واژه های سنگین «ستمدیدگی» و«فریب» و«نابکاری» و«فرومایگی»، دردمندانه پای بفشاری و هر بار نیز تلخی آنرا تا عمق جانت مزمزه کنی،ولی چاره چیست؟ که عشق نیز با تمام طبیعت واحد و یگانه اش گاهی رنگ سنگینی فریادی جگر خراش را بخود میگیرد وگاه پذیرای تلخی حقیقتی کمر شکن و سوختن و فریاد زدن در این هستی دوگانه ی تضادآمیز، تا شاید از خمارستان نسل اندر نسلی بدر شوند و بشنونداز ورای پرده های ضخیم طلسمهای مستمر قابیلیانِ هابیل کش تاریخ ، آنانکه از تو اند و تو از آنها و انتظار خمود و مسخ آلودشان به انتظاری سازگار بدل شود ،بیش از آنکه نشایدها شاید و باید شود؛ خوشایند نیست،ولی گاهی چاره ای نمیماند جزرویارویی تا درستی آشکار گردد،چاره ای نیست جز تن دادن به «تلخترین نوع دفاع» از راستی ریاد زدن برای پرده دری فریب و دروغ و این «آخرین» راه پشتیبانی از راستی است و نه «اولین» آن
ایکاش حق عشق ادا میشد بی هیاهو وستیز..

ایکاش حق عشق ادا میشد بی هیاهو وستیز مناسب و سازگار با طبیعت عشق بی آنکه راستینگی های تلخ را قطره قطره در کام آنانکه از تو اند و تو از آنها شرمگینامه فرو بریزی و … ادامه …

ایکاش حق عشق ادا میشد بی هیاهو وستیز
مناسب و سازگار با طبیعت عشق
بی آنکه راستینگی های تلخ را قطره قطره در کام آنانکه از تو اند و تو از آنها
شرمگینامه فرو بریزی و
برواژه های سنگین «ستمدیدگی » و «فریب» و «نابکاری» و «فرومایگی»
دردمندانه پای بفشاری و
هر بار نیز تلخی آنرا تا عمق جانت مزمزه کنی
ولی چاره چیست؟ که عشق نیز
با تمام طبیعت واحد و یگانه اش
گاهی رنگ سنگینی فریادی جگر خراش را بخود میگیرد
وگاه پذیرای تلخی حقیقتی کمر شکن و سوختن و فریاد زدن
در این هستی دوگانه ی تضادآمیز
تا شاید از خمارستان نسل اندر نسلی بدر شوند وبشنوند
از ورای پرده های ضخیم طلسمهای مستمر قابیلیان هابیل کش تاریخ
انانکه از از تو اند و تو از انها
وانتظار خمود و مسخ آلودشان به انتظاری سازگار بدل شود
پیش از آنکه نشاید ها شاید و باید شود
خوشایند نیست،ولی گاهی چاره ای نمیماند
جزرویارویی،تا درستی آشکار گردد
چاره ای نیست جز تن دادن به «تلخترین نوع دفاع» از راستی
فریاد زدن برای پرده دری فریب و دروغ
واین «اخرین» راه پشتیبانی از راستی است و نه «اولین» آن
شهناز نیرومنش
۴ دیماه ۱۳۹۴
۲۵ دسامبر ۲۰۱۵
کالیفرنیا

 

لینک فیسبوک

Check Also

میراث استاد طاهری، بر خلاف تصور..در دسترس هر میراث خوار ناشایسته ای نیست که بتواند امانتداری را نقض کند و خیانت کند و تحریف کند و همچنان از آن سود برد؛ این آیین هم در عین رحمانیت برای خودش قوانینی دارد بسیار محکم.

نگرشی به گذشته،حال و آینده ی عرفان حلقه

  جدال نیابتی و میراث خواهان بی صلاحیت تا زمانی که دشمنان یک جریان را …

امیدوارم آنانی که آگاهانه و نا آگاهانه تا این زمان چه در مخالفت با شخص استاد و آموزه هایشان و چه با پذیرش استاد و آموزشهای مقدماتی ایشان ولی در نفی حقانیت شهادت ایشان و استمرار آموزه ها در زمان غیبتشان،درمقابل حقیقت ایستاده اند،در زمان باقیمانده تصمیم خود را بگیرند که با علنی شدن«رویایی تشعشعاتی» لاجرم صدمه خواهند خورد. چرا که رحمانیت عام الهی برای این مرحله تمهیداتی خاص در نظر دارد ،و با گذر از این مرحله، نوع تقابل و دفاع یاران حقیقی،از حقانیت استاد طاهری و آموزه هایشان بعنوان:«معلم موعود عهد کهنسالی بشر»، تغییر خواهد کرد؛ و طبق فرمایش استاد عزیز، «آنانی که به تشخیص حق از باطل نرسند و وسط بایستند، هم از مثبت خواهند خورد و هم از منفی.»

آنانی که به تشخیص حق از باطل نرسند و وسط بایستند،هم از مثبت خواهند خورد و هم از منفی

امیدوارم آنانی که آگاهانه و نا آگاهانه تا این زمان چه در مخالفت با شخص …

دیدگاهتان را بنویسید