اینجا هستید
وبسایت شهناز نیرومنش > نوشته ها > دست نوشته ها > سه سال قبل در چنین روزی…

سه سال قبل در چنین روزی…

این پست را بعد از ۳ سال،امروز فیسبوک یادآوری ام کرد
و با دیدنش…
هم قلم بر کاغذ لغزید و هم …. بر ….
گفتم لغزش اول را با دوستانم به اشتراک بگذارم و
دومی بماند برای دل خودم تا دشمن شاد نشویم.
سه سال قبل در چنین روزی…
یکسال و نیم پس از اسارت غریبانه ی “انسان ِخدا”
روزهایی که «او» مظلومانه در زیر شکنجه ی قاتلان فردایش تاب میاورد،
همخانه هایش با ترس و ندانم کاری “شراکت با نماد رذالت “را بر پشتیبانی از حقیقت برگزیدند و واسطه ی انتقال بافته ها و ساخته ها ی دشمنانش به دوستانش میشدند برای کتمان حقیقت،
و همخونانش با ساده انگاری و مصلحت اندیشی راه “بلاهت “را پیش گرفته،
و همسفره ها و هم پیمانانش، حرمت نان و نمکی را که از دستان پاکش خورده و بر مزاج بیمارشان سنگینی میکرد را نگه نداشته، قِی میکردند و نمکدان میشکستند،
تا بر “آن رذالت و این بلاهت”دامن زده شد،
تا در اقلیمی که سیاستمردانش، که “دیانتشان عین سیاستشان ناپاک ” و مشی اشان “دین سیاست زده” و “سیاست دین آلودی” است که با آن اتکا به آن،ارزش ها را با فرومایگی به ضد ارزش بدل میکنند،
بتوانند با ایجاد توهم و بیم از سیاسی شدن، مظلومی که به جرم “قرائتی متفاوت از عشق به خالق و مخلوق” فتوای ارتداد و ضد دین بودن و فرمان به قتلش، بیشاپیش در ذهن های آفت زده ی دین فروشان صادر شده بود،
از زبان عده ای نان ناپاک خورده ی لقمه ی شبهه ناک بلعیده،
با سیاسی کاری ، شبهه ی سکوت و شبهه ی وحدت و شبهه ی الست …سردهند؛
تا بتوانند سه سال بعد،در چنین روزهایی پس از شهادت مظلومانه “انسان مظلوم خدا” با “تعزیه خوانی های تاریخ برگشته “و “سریال چند شنبه های اعتراضی “و “خیزش های حقوق بشری دیر هنگام ” به مدد لابی ها و مافیای حقوق بشری و روسپی های رسانه ای که وقیحانه دم از قانون مداری میزنند و چشم و گوش بر حقیقت میبندند ، بروند و به نفع جناحهای سیاسی درگیر در ایران که با نام “تند رو” و “میانه رو” و “کند رو” و “واپس گرا” همه را به بازی گرفته اند و از هیچ تکه نان کپک زده ای که به نرخ روز باشد نمیگذرند و از هیچ سفاهتی به نفع رذالت خویش،بی بهره نمیمانند و به فکر ساختن کلاه از هر نمدی برای حفظ قدرت چرک آلودشان هستند، وارد عمل شوند؛
تا بر خون پاکی که هم در ریخته شدنش و هم در کتمانش همه اشان سهیم هستند، موج سواری کنند و هر خود فروش نان به نرخ روز خوری را در جهت خواست پلیدشان ارزان بخرند و بکار گیرند…
خود فروشانی که اینروزها بسیار ناشیانه، به اسم “عرفان حلقه ” و “استاد محمد علی طاهری” که برای ورود به “حوزه تطهیرش” بایستی “وضو ی عشق” گرفت، بی وضو و بی تطهیر،از هر تریبون نارفیقی میکرفونی بدست گرفته و نام مطهرش را بر زبان میرانند و یهودا وار ، ادعای ناچسب شاگردی “مسیح موعود” را کرده و لقمه های گلوگیر نشخوار شده در دهان از ما بهتران را نجویده میبلعند و سخن های بزرگتر از اندازه دهانشان را روخوانی میکنند،
تا هم، خودی نشان داده باشند و شاید آبرویی دست و پا کنند و هم این روغن ریخته را نذر امامزاده های ناخودی “میانه روی حکومتی” امتحان پس داده ای” کنند که در ادامه ی “طرح حذف و عبور از استاد طاهری” که قبلا توسط “تند روان بدنه ی نظام و آیت الله های واپس گرا و بیت رهبری” رقم خورده بود ،آمده اند تا “طرح مصادره عرفان حلقه “را بصورت تام و تمام رقم بزنند ،
همان “میانه روهایی” که در حرکتی هماهنگ در داخل و خارج از ایران، در تلاشند آب زمزم طاهری را گل آلود کنند تا شاید ماهی های قدرتشان را از چنگ رقبای دیرینه اشان “تندروان حکومتی” بی آبرویی که گویی سبو و پیمانه اشان در حال شکستن و ریختن است،با تن دادن به بی آبرویی دیگری بیرون بکشند و پس از آنکه در ماههای آینده “خر برگزاری انتخاباتشان” که برای بازساخت و حفظ نظام ظلمشان، بسیار حیاتی است “از پل گذشت” و نفس راحتی کشیدند ،پرده آخر از این فصل از سریال حذف و عبور از استاد طاهری مظلوم شهید را اجرا کنند با:
اعلام خبر مرگی ناگهانی با ماهها تاخیر (بسته به شرایط بازی)و حتما تایید خبر توسط خانواده درجه یک..!!!
و تا آن زمان قطعا همچنان شاهد ادامه بازی فریب ازپشت تریبون های ناپاک،اشک تمساح سیاسیون نامحرم،خود فروشی روسپی های رسانه ای ،اظهار نظر ها و قطعنامه های مافیای حقوق بشری،ادامه سریال چند شنبه های اعتراضی،و اظهار نظر های کارشناسانه غوره های مویز نشده و ابو عطا خواندنها ها به هنگام سربالا رفتن آب و نهایتا از داخل آب نمک در آمدن غوره های جدیدشان ،خواهیم بود.
و عده ای که همچنان بازی میخورند …
الان ۴ سال و سه سال و دو سال قبل را بازی میکنند ولی امسال را هنوز خفته اند ، به منوال ۴ سال گذشته و شاید سال بعد این موقع هم دوباره پارسال و امسال را بازی کنند با خبر دادگاهی دوباره و حکمی دوباره و اعتصاب غذایی دوباره!
و چه حیف که هر روز هم و هنوز هم عده ای بازی میخورند..!
و نوای تیک تیک ساعت
فریاد القارعه،مالقارعه هستی است که بر درو دیوار میکوبد که:
وقت تنگ است،مهلت مدتهاست که سر آمده
تا همینجا هم با شفاعت خودش و پیشاهنگانش در وقت اضافه هستید،
دیگر اتمام حجتی باقی نمانده.
بیدار شوید پیش از آنکه مهلت آخر را از دست دهید
بیدار شوید… بیدار شوید …
شما را بخدا بیدار شوید
۷ صبح یکشنبه ۲۲ نوامبر ۲۰۱۵ -کالیفرنیا

من از حسینی حرف نمیزنم که صدها سال قبل جان را بر سر پیمان گذاشت و حاکم ظالم را تایید نکرد و با او بیعت نکرد وبا ندای ” هل من ناصرینصرنی” یاری طلبید و یاری نشد …
من از یزیدیحرف نمیزنم که خود را امانت دار اسرار الهی معرفی کرد و عده ای ظاهر بین او را بر حسین ترجیح دادند و حسین ماند و غربتش و تردید وهم آلود مردم ظاهر بین … و حسین قربانی تردید آنان ، تردید در انجام یک انتخاب!!
من از حسینی میگویم که حالا ،آری همین حالا زیر فشار حاکم ظالم زجر میکشد وتاب میاورد چون نمیخواهد که ظلم را تایید کند. تن به تسلیم نمیدهد و ندای” هل من ناصرینصرنی”( آیا کسی هست مرا یاری کند) او نه از سراستیصال بلکه از سر اتمام حجت از زمین و زمان به گوش میرسد.

و اینبار حسین زمان ،عصاره ی تمام مثبت های کل تاریخ و دجال ،عصاره ی
تمام منفی های کل تاریخ به تمامی در برابر هم …
و آیا باز هم همچون همیشه ی تاریخ مردم در تردید و سکوت وهم آلود یک انتخاب؟؟؟؟؟!

۲۲ نوامبر ۲۰۱۲

شهناز نیرومنش
مدیر مرکز حفظ و نشر آثار استاد محمد علی طاهری - اینتریونیورسالیزم
http://shahnazniroomanesh.com

پاسخ دهید

Top