تطهیر

” دیدمش”گفتم چه کنیم برایت؟چه بریزیم بر پایت؟گفت: از شما هیچ نمیخواهم جز”تطهیر،تطهیرتطهیر”بانگی شنیدم که
میگفت:”لا یَمَسَّهُ اِلا المُطَهَرون” …. بر خویش نگریستم و دانستم که چه تنهاست او!!!

Check Also

پنج سال گذشت

پنج سال گذشت وحالا دیگر تاریخ شروع اسارتت، مبداء گاهشمار روزهایم شده است. ۱۴ اردیبهشت …

چه کسی فکرش را میکرد که من «صاحب عزای تو» باشم؟!

دلم بد جوری گرفته، بغض خشکیده وداغ کهنه نشده,بعد از یکسال دوباره تازه شده، همون …