اینجا هستید
وبسایت شهناز نیرومنش > استادم محمد علی طاهری > دومین سالگرد روزهای تلخ شهادت استاد محمد علی طاهری نزدیک است

دومین سالگرد روزهای تلخ شهادت استاد محمد علی طاهری نزدیک است

دومین سالگرد شهادت استاد محمد علی طاهری،پیام آورعصر هوشمندی بشر نزدیک است

اینروزها بیشتر از پیش، در دوسال گذشته، شاهدیم که جریان انحرافی و حکومتیِ سایه انداخته بر بدنه ی عرقان حلقه، چه تلاشی میکند تا صحبتها،اخبار، خواسته ها و شعارهایشان بشود «شبیه ما»..!
«شبیه ما» که با اینکه تمام راههای شنیده شدنمان را، از هراس شنیده شدن حقیقت بستند، با همه ابزارها و بی ابزاریهامان، آنقدر فریاد زدیم که شنیده شدیم؛
ما که فریاد «استاد طاهری کجاست؟» را بهنگام، سردادیم و با فریادهای نابهنگامِ تحمیق گونه ی حقوق بشریِ تاخیری و التماس های نامشروعِ عدالت خواهی از مجریان ناعادل، علیرغم فشار و جوسازیهای فراوانِ جریان فریب،هرگز فریبشان را نخوردیم و همراهشان نشدیم.
حرفها و اخبار ما در ۲ سال گذشته را بازسازی و تکرار میکنند تا از هر آنچه در این سالها رخ داده یک نسخه بدلی را کنار نسخه اصلی داشته باشند، به این امید واهی که با تزریق توهمات خود در لابلای خبرسازیها و بازسازی وقایع، بتدریج تحریف آموزه ها وتحریف تاریخ رقم بخورد و کاری کنند که حق و ناحقش برای سطحی نگران غیر قابل تفکیک و تشخیص شود، تا شاید بهتر بتوانند مصادره کنند میراث استاد مظلوم را،
و بیشتر ثابت کنند که صلاحیت همزمانی و همزبانی “انسان کامل عصر هوشمندی” را نداشته اند.
دوسال است که دارند “جریانات تاریخ گذشته ی عرفان حلقه”  را بازسازی میکنند، به این امید که اکثریتی بیخبر را بیشتر در عرصه ی فریب، با القاء حس شراکت در مبارزه برای  آزادی «او»، در کنار خود نگهدارند، و از توان بالقوه آنها برای تثبیت  “شبهِ دمکراسی ساختگی اشان” که روی دیگر همان سکه “دیکتاتوری اشان” است سود برند؛
چرا که خوب میدانند هرآنچه که عوام الناس در شکل دهی اش مشارکت کند، باورش میکند،به آن دل میبندد و به پایش می ایستد, تا به باور و هویت خود پشت پا نزده باشد.
دومین سالی است که با نزدیک شدن به  “تاریخ شهادت استاد طاهری مظلوم”  شاهد بازسازی وقایع تلخ روزهای نزدیک به شهادت (دیماه ۱۳۹۳)، از سوی حکومت فریب، وهیاهوی شعبان بی مخ های عربده جوی مواجب بگیر، هستیم؛
شاهد “خط تولید” اخبارجعلی و طرح اتهامات جعلی و تمدید مدت بازداشت جعلی و اعتصاب غذای جعلی و منع قرار تعقیب جعلی و بخشش جعلی و دستخط جعلی و دفاعیه جعلی و فیلم و صدای جعلیِ طراحی شده در اتاق های فکر نا پنهان از چشم تیزبینان،
و تاییدات همسر جعلی و وکیل جعلی همدست قاتلان وافرادی از نامحرمان منتسب به او که چشم بر این همه سناریوی جعلی بسته اند از ترس یا طمع…
و هویت دادن به همه این خبرسازیها با انتشار آن در شِبهِ رسانه های خبر سازو دروغباز داخل و همدستانشان در شکل و شمایل اپوزوسیون خارج از ایران،
و تکرار و انتشار این اخبار ساختگی توسط عده ای شاگردان دوستدار استاد شان، ولی جا مانده از زمان و عقب مانده از دروس و تعداد زیادی خوش باور و تعداد کمی حقوق بگیر و تچندتایی شاگرد نما و نفوذی و خود فروخته وجماعتی در خواب مانده ومصلحت اندیش و در کل عده ای مستضعف فکری که ریسمان اعتماد به قاتلان بزرگ معلم بشریت را بر گردن افکنده و با تبعیتی مسخ آلود میروند هرجا که خاطر خواهِ  آن ریسمانداران و عروسک گردانان این سیاه بازیها، باشد.

و اما همراهان همدل

ما اتفاقی هستیم که رخ داده ایم
باوجود طلسمات حکومتی و نسل اندر نسلی و حضور تام و تمام امکانات شبکه منفی…
رهروان حقیقت اینروزها،روزهای سخت و سنگینی را میگذرانند و بایستی آماده ی سختی های بیشتر هم بود،
اگر دغدغه ی ارتقاء خرد جمعی و ودر مان دردهای بشریت بیمار و به ثمر نشاندن آنچه که استادمان به خاطر آن فدا شد، در ما باشد،
و این مهم به مدد پویایی و استمرار حلقه های رحمانیت الهی،
در بزرگترین رویارویی حق و ناحق و در نبرد تشعشعاتی عصر حاضر به ثمر خواهد نشست.
«استوار باشید و صبور و آماده»
میدانم که تحمل استمرار ظلم بر «او »حتی پس از رفتنش و شنیدن آنچه که دشمنان حقیقت به بزرگ معلم بشریت  نسبت میدهند و تایید آن از سوی وابستگان نسبی و سببی و مدعیان شاگردیش بسیار تلخ است و دشوار،
ولی خوب میدانید که هیچیک از اینها باعث تعجب نیست!
شما شاهدان و گواهان حقیقتی بودید که در این سالها جاری شده است،
گواه بر حقیقت و مظلومیت «او» و گواه بر ظلم بر «او»
و گواه بر هرانچه که در تمام این سالها گفتیم و نوشتیم وهشدارهای داده شده در باره این روزهای پر فریب از قبل؛
وآنانکه قطره ای از دریای بیکران دانستگی او را فهم کنند، میخوانند و میشنوند و شاهدان و گواهان حق وحقیقت خواهند بود تا همیشه ی تاریخ، و امید که همه ی بشریت فهم کنند؛
وهستی گواه حق خواهی شماست،
و تاریخ شهادت خواهد داد بر راهی که هریک از ما برگزیدیم.
و هرانچه را که در این ایام ستیز حق و باطل برحقیقت جویان رفته و میرود.
و برگ برنده ای که تنها در دست حق جویان حقیقی است و سیر حرکت بشر را تغییر خواهد داد.
——————–

دوستانم،عزیزانم

قوای ذهنی و تواناییهای عملی اتان را افزون سازید،
تا بتوانید در کنار موهبتی که با جاری ساختن حلقه های رحمانیت الهی، به بشریت هدیه میکنید،
در امور زمینی نیز تلاشگر باشید و مصمم و آماده،
“که عشق بر بستر عقل جاری میگردد و امکانات بی ابزاری بر بستر ممکن های زمینی”
وهرچند که ظلمشان فزونی یابد؛ دل قوی دارید که «ظهور او» در گرو «حضور ماست» و تا
«سی مرغ» بر قله ی قاف «حضور» نیابند «سیمرغی» بر قاف «ظهور» نخواهد کرد،
و پاسخ تکذیب کنندگان حقیقت همین بس که:
        تورا به قاف چو هرگز نبوده است گذر                   زما حکایت عنقا کجا کنی باور؟
فقط به جلو بنگرید و مستقیم بسوی «او» که سر جنباندن به چپ و راست،حرام است در طی مسیر.
حواشی را رها کنید و تنها به حق بنگرید
که حق «اوست»…
«طاهری تطهیر شده تطهیر کننده » که مارا بسوی «او» رهنمون ساخت.

و

تبهکارانی که هر روز نیرنگی سوار میکنند و به رنگی در میایند،
بدانند که موعود، حقیقتی را که در دل بشریت جاری ساخته بود با شهادتش به کمال رسانید ؛
و این حقیقت بطریقی که فکرش را نمیکنند،مسیرش را باز کرده و در جان بشریت استمرار یافته،
و در دلهای حق جویان چراغی افروخته که با دمیدن نَفَسِ شرک آلود تبهکاران، هرگز خاموش نخواهد شد؛
وتبهکاران طبق “قاعده ی بازتاب” در گرداب خود ساخته ی ندانم کاریهایشان فروخواهند ریخت،
ونیرنگ بازان، رنگ خواهند باخت و همانگونه که شاهدیم و انتظار میرود،
 با دست خود، هلاک خود را رقم خواهند زد.

و سخن آخر اینکه:

«او» میزان حق در هستی بود و هست،
و مصیبتی که عده ای دین خوار حرام لقمه،
برای «انسان کامل» و«معلم مبعوث شده در عصرهوشمندی بشر» رقم زدند،
ظلمی که توسط قاتلانش شکل گرفت و سکوتی که تا قبل از شهادت انسان خدا،
جماعتی به آن راضی شدند،و از آن بدتر،
همدستی در “ظلم آخر” که مخفی کردن شهادت او بود ،در کسوت حمایت از «او»
دوستیِ خودخواهانه گروهی از هوادارانش،
که شهامت روبرو شدن با حقیقت و اقرار به “گناهِ سکوت” را از آنان گرفته بود،
وباوری را درآنان رقم زد که شدند ابزار و عرصه ی ادامه ی فریب …
بدلیل همه این نارواها و ناحقی ها  که بر «او»  روا داشته شد،
از لحظه ی شهادتش،حکمی در هستی جاری گشت؛
وشاگردان استاد طاهری مظلوم شهید،
و ملت و حکومت ایران،
و هرآنکس که صدای مظلومیت و حق خواهی «او» را شنید و براه خطارفت بدانند:
بدانند که:
بخواهند یا نخواهند سرنوشتشان را به انتخابشان در برابر «استاد طاهری»
گره زده اند.
بازتاب “ناحقی که بر«ولی الله»روا داشتند” 
خشک و تر را خواهد سوزاند و هیچکس را گریزی از “قانونمندیهای شکل گرفته از بازتاب اعمال”
که با نام «غضب الهی» و «انتقام الهی» میشناسیم، نیست،

مگر با “آگاهی، اقرار، بازگشت، پیمانی مجدد و جبران”.

چرا که «او» یک فرد نبود

«او» یک بشریت بود…

«او» معادل تمام هستی بود…

و هست.

یا حق
شهناز نیرومنش
۲۳ آذر ماه ۱۳۹۵ خورشیدی
۱۳ دسامبر ۲۰۱۶ میلادی
شهناز نیرومنش

مدیر مرکز حفظ و نشر آثار استاد محمد علی طاهری – اینتریونیورسالیزم

http://shahnazniroomanesh.com
Top