خانه » نوشته ها » دل نوشته ها » شاید که چو وابینی / خیر تو در این باشد

شاید که چو وابینی / خیر تو در این باشد

امروز صبح قرار بود در یکی از شبکه های تلویزیونی برنامه ای در ارتباط با اطلاع رسانی وضعیت استاد داشته باشم.امکان حضور در استودیو رانداشتم پس تصمیم گرفتیم برنامه ضبط شود و دوستان عزیزی تا صبح پابپا بیدار ماندند و بالاخره کار انجام شد و پسرم در ساعات اولیه صبح فایل ضبط شده را به تلویزیون برد، ولی متاسفانه مموری دستگاه ضبط توسط دستگاههای پخش تلویزیون خوانده نمی شد و بالاجبار به پخش دو کلیپ در باره استاد مظلوم بسنده شد.
اولش کمی حالم گرفته شد ولی بعد به خودم گفتم :
شاید که چو وابینی / خیر تو در این باشد
بقول دوستی فرض کنیم خبر هم در تلویزیون پخش شده بود،در آنصورت امروز چه تفاوتی با دیروز داشت؟
لابد یک تکذیبیه دیگر در صفحه ای به نام مادر استاد که در دست رابطینشان میگردد و چند بدو بیراه در فضای مجازی از سوی حقوق بگیران اطلاعات و بدنبالشان بی جیره و مواجب های در خواب مانده و بعد چند خبر از ایران که متقاعدم کنند که فامیلهای درجه یک و دو و سه و وکیل درجه چهار ، استاد را دیده اند و حالشان خیلی خوب است و اعتصاب غذا بهشان ساخته و اصلا نباید نگران بود و سوال در این مورد که دلیل من برای پخش اخبار بد چیست و منبع خبرم کجاست و تلاش برای متقاعد کردنم که هیچکس در حال مصادره و یا استحاله امانت استاد نیست و اصولا جای هیچ نگرانی نیست و بعد سکوت بهت آلود اکثریت سردرگم مانده بین حق و باطل و باز هم مجادله ی من با بالا بر سر صلح با گونه ای نابهنجار از تجلیات الهی .
جستجو در نت های شخصی ام بدنبال داروی ضد خواب ، از همان نوعی که تن لالایی گویان را هم بلرزاند علاوه بر به خواب رفتگان.

Check Also

اگر میتوانستم در ایران عزیز باشم

اگر میتوانستم در ایران عزیز باشم در کنارت قدم بر میداشتم هموطن ستمدیده و از …

زمان جایگزین گردهمایی ۲۶ فروردین۱۳۹۵ =۱۵ اپریل

دوستان و همراهان عزیزم، همانطور که در جریان قرار گرفتید، سومین جلسه همایش عمومی عرفان …

دیدگاهتان را بنویسید