اینجا هستید
وبسایت شهناز نیرومنش > نوشته ها > روز نوشته ها > «افشین یداللهی» هم رفت

«افشین یداللهی» هم رفت

«افشین یداللهی» هم رفت
بعضی آدمها حال دل آدم را خوب میکنند
و افشین یداللهی یکی از آنها بود
با واژه و عشق و دل و عرفان مانوس بود و
باندازه همه واژه هایش که حال دلم را خوب کرده
به او مدیونم
و سالهاست
که هنوز هم و هر بار، شعر “آفرینش” او
اندیشه ام را به دور زدن بر چرایی مدار صفر درجه وامیدارد:
…وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد!
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم، سجده کرد!
من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی…
و در معجزه ی عشق چه زیبا
مرزبندی بین کفر و ایمان رابرمیدارد:
…کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن میشود
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن میشود…
چقدر حرف داشت وقتی از رفتن میگفت و از نگفتن :
…چیزی نگفتی و گفتی نگویم و
رفتی که قصه پرابهام تر شود…
و در این اواخر،اندکی قبل از پروازش
در شعری که میخوانَد در زمستان ۹۵
از جدال عقل و عشق میگوید و
از نظربازی و رندی و
از ایمانی که حجاب میشود و…
که بروشنی پدیدار است که
عبور از “لذت عشق” و
پرداختن به “درد عشق”
در او موج میزند و اوج میگیرد
امید که با عبور از هرآنچه زمینیست
پروازش بسمت نور، بسوی دوست
با آرامش ادامه یابد.
شهناز نیرومنش
بامداد پنجشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۹۵

شهناز نیرومنش
مدیر مرکز حفظ و نشر آثار استاد محمد علی طاهری - اینتریونیورسالیزم
http://shahnazniroomanesh.com
Top