اینجا هستید

تشنه – کتاب الست – بهمن ماه 1388

تشنه بودیم و کسی در راه بود از عطش هامان کسی آگاه بود ​ درد هامان را به یادش میسپرد تشنگی امان را به جامش میسپرد ​ رمز ها را میشنید از آفتاب حرف هایش بکر بود و ناب ناب ​ واژه هایش حکم یک تائید بود در نگاهش قدرت تعمید بود ​ چون نظرمیکرد ویران میشدیم هیچ گشته از نو انسان میشدیم ​ آمد

تو ز بالایی و بالای توام – کتاب الست – بهمن ماه 1388

همه بازیهای دنیای مجازی را خیلی جدی بازی میکنیم ،گویی که تمام بازی همین است؛ بی آنکه فراموشمان شود که در دل حقیقتی در حرکتیم که حقیقتی برتر هر لحظه در تداوم جاری کردن آنست و درحال رقم زدن تعالی خود . که در پاسخ به مجادله ام گفت: با تو از تو

Top