اینجا هستید

اینجا دگر چرا، خبری از یک غزل عاشقانه نیست؟!

اینجا دگر چرا، خبری از یک غزل عاشقانه نیست؟! من اعتراض دارم ، این سکوت منصفانه نیست وقتیکه از بهانه گیری های دلم خسته میشوم او اعتراض میکند که نه، اینها اصلا بهانه نیست آنگه که اتش به جان و جهانم زدم به دست خویش عقل دید و هراسید وگفت: اینکار عاقلانه نیست عشق پادرمیانی کرد

عشق را به عقل محک نزنید، این عادلانه نیست – – اسفند 1391

اینجا دگر چرا، خبری از یک غزل عاشقانه نیست؟! من اعتراض دارم ، این سکوت منصفانه نیست وقتیکه از بهانه گیری های دلم خسته میشوم او اعتراض میکند که نه، اینها اصلا بهانه نیست آنگه که اتش به جان و جهانم زدم به دست خویش عقل دید و هراسید وگفت: اینکار عاقلانه نیست عشق پادرمیانی کرد

Top