اینجا هستید

ایکاش حق عشق ادا میشد بی هیاهو وستیز مناسب و سازگار با طبیعت عشق بی آنکه راستینگی های تلخ را قطره قطره در کام آنانکه از تو اند و تو از آنها شرمگینامه فرو بریزی و … ادامه …

ایکاش حق عشق ادا میشد بی هیاهو وستیز،مناسب و سازگار با طبیعت عشق،بی آنکه راستینگی های تلخ را قطره قطره در کام آنانکه از تو اند و تو از آنها ،شرمگینامه فرو بریزی  و بر واژه های سنگین «ستمدیدگی» و«فریب» و«نابکاری» و«فرومایگی»، دردمندانه پای بفشاری و هر بار نیز تلخی آنرا تا عمق جانت مزمزه کنی،ولی چاره چیست؟ که عشق نیز با تمام طبیعت واحد و یگانه اش گاهی رنگ سنگینی فریادی جگر خراش را بخود میگیرد وگاه پذیرای تلخی حقیقتی کمر شکن و سوختن و فریاد زدن در این هستی دوگانه ی تضادآمیز، تا شاید از خمارستان نسل اندر نسلی بدر شوند و بشنونداز ورای پرده های ضخیم طلسمهای مستمر قابیلیانِ هابیل کش تاریخ ، آنانکه از تو اند و تو از آنها و انتظار خمود و مسخ آلودشان به انتظاری سازگار بدل شود ،بیش از آنکه نشایدها شاید و باید شود؛ خوشایند نیست،ولی گاهی چاره ای نمیماند جزرویارویی تا درستی آشکار گردد،چاره ای نیست جز تن دادن به «تلخترین نوع دفاع» از راستی ریاد زدن برای پرده دری فریب و دروغ و این «آخرین» راه پشتیبانی از راستی است و نه «اولین» آن

ایکاش حق عشق ادا میشد بی هیاهو وستیز مناسب و سازگار با طبیعت عشق بی آنکه راستینگی های تلخ را قطره قطره در کام آنانکه از تو اند و تو از آنها شرمگینامه فرو بریزی و برواژه های سنگین «ستمدیدگی » و «فریب» و «نابکاری» و «فرومایگی» دردمندانه پای بفشاری و هر بار نیز تلخی آنرا

یکسال پس از شهادت استاد مظلوم،محمد علی طاهری، در نمایشی مضحک از یک کمدی درام سریالی،ادعا میکنند حکم اعدام ایشان لغو شده!

یکسال پس از شهادت استاد مظلوم،محمد علی طاهری، در نمایشی مضحک از یک کمدی درام سریالی،ادعا میکنند حکم اعدام ایشان لغو شده! و برگی دیگر بر پرونده ی حجیم فریبهایشان میافزایند. در این رابطه میتوان به تمام کسانی که این دروغها برایشان نان و آب و آبرو آورد تبریک گفت،از بدنه ی

Top