تحلیل مورخ ۵ ژانویه ۲۰۲۰ میلادی = ۱۵ دیماه ۱۳۹۸ خورشیدی

(قسمت اول) :
حالا دیگربا حذف کسی که در بیش از دو دهه در ایران و منطقه خاور میانه دستش به خون هزاران انسان آغشته شده٬ شاید بتوان به هزار و اندی خانواده ی داغدار آبان ماه ۹۸ تسلیت گفت و یا از هزاران خانواده ی آسیب دیده در دهه های اخیر در ایران و سوریه و عراق و بحرین ویمن و لبنان و افغانستان و پاکستان و … دلجویی کرد٬
هرچند “یک جان” با “هزاران جان”برابری نمی کند و اگر بحث خونخواهی باشد٬ یک خون همتراز هزاران خون نیست; اما خون کسی که یک قبیله و یک نظام فکری را نمایندگی میکند٬دیگر خون یک فرد نیست٬ بلکه خون آن قبیله و آن طایفه است.
خون قاسم سلیمانی ها خون قبیله ای است که مدت مدیدی است جان و کرامت انسانها و ارزشهای انسانی را به بهانه ی تثبیت و گسترش ارزشهای عقیدتی٬بصورت تام و تمام نادیده گرفته است٬ همانطور که خون پویا بختیاری ها خون قبیله انسانهای آزاده ای است که انسانیت را در پاسداشت آزادی و کرامت انسانی جستجو می کنند و نه در فدا کردن تمام ارزشهای انسانی برای تثبیت عقیده ای خاص.
خون قاسم سلیمانی ها خون طایفه ای است عقیدتی در مقابل کل طایفه انسانی و خون پویا بختیاری ها خون طایفه ای در کنار دیگر طوایف بعنوان بخشی از کل طایفه انسانی. در ماجرای حذف قاسم سلیمانی کلیه شواهد نشان از یک بده بستان پشت پرده دارد٬ گویی این یک قانون نانوشته ی مرسوم است بین فرماندهان که ارزشمندترین مهره هایشان را در هنگامه های حساس بین بقا و مرگ٬معامله کرده و با ترور شخصیت یا ترور فیزیکی از صفحه ی شطرنج سیاسی کاریشان براحتی حذف نموده و خرجماندگاری خود کنند!
حذف قاسم سلیمانی چه نتیجه ی یک توافق پشت پرده نظام باشد یا نباشد٬در بهترین وضعیت برای ایران نیز مانند امریکا یک ترور استراتژیک محسوب میشود که میتواند برای خروج نظام از بحران انزوایی که در آن گیر کرده خرج شود;
بنابراین با تاکید بر این مهم که : “جنایتکاران قابل دفاع نیستند حتی اگر خود شان قربانی مصالحه ی جنایتکاران همرده یا بالا دستشان شده باشند. “ نبایستی اجازه دهیم تا تبلیغات و نمایشهای گسترده رژیم در این روزها با قراردادن جامعه ی پر از انگیزه ی ظلم ستیزی و پر از غم و فشار ایران پس از کشتار فجیع آبان ۹۸ ٬ در یک دو قطبی احساسی سوگ و خوشحالی٬ آن را به تخلیه روانی واداشته و باعث کاهش پتانسیل ظلم ستیزی مردم شده و از رویداد خوشایند حذف یک مهره ی بشدت تاثیر گذار در سیاست های نظام زور و سرکوب و دیکتاتور حاکم بر ایران٬ برای استمرار نظام در قالب اجرای پروژه شهید سازی و مقدس سازی سود برده و طبق قاعده ی “ از این ستون به آن ستون فرج است” یک شکست را با اتکا به مردم به یک عقب نشینی تاکتیکی و فرصتی برای اعاده ی حیثیت و تجدید قوا و ترمیم پیکره ی رو به موت نظام و طولانی شدن زمان احتضارش تبدیل کند.

(قسمت دوم) :
زمان نشان خواهد داد کدام بخش از بدنه ی نظام یا پشتیبانشان، قاسم سلیمانی را حذف و خرج پیشبرد استراتژی های خود کرده اند و اینکه پس از حذف او آینده ی ایران و نیروهای شبه نظامیش و آینده ی ٬ منطقه و جهان که اکنون در ارتباط تنگاتنگ با وضعیت ایران قرار گرفته چگونه خواهد شد؟
آیا کسانی از بدنه ی نظام که از ادامه ی این حکومت متضرر و از عملکرد های این نظام ناامید و سرخورده شده اند فرصت حذف فیزیکی او را برای امریکا فراهم کرده اند یا همکاران او در رده های بالای حاکمیت که دیگر از نقش پر رنگ او در جامه ی عمل پوشاندن به خواستهای بلند پروازانه ی ولی فقیهشان به تنگ آمده و او را برای اجرای سیاست های اعتدالی اشان دردسر ساز می دیدند و یا خود هسته ی مرکزی نظام که بفکر استمرار خود است در یک تبانی پشت پرده٬ به تضعیف و حذف نیروهای شبه نظامی برون مرزی اش بعنوان شرط ماندگاریش تن داده و یا همسایه شمالی ایران به منظور بر هم زدن معادلات سیاسی و نظامی منطقه خاور میانه از طریق حذف نیروهای شبه نظامی متمایل به ایران که تاریخ مصرفشان دیگر سر آمده٬ بمنظور اقتدار بیشتر خود در آینده ی منطقه ی با یا بدون ایران !

پاسخ عملی این اگر و آیا ها قطعا به ایجاد پتانسیل های جدیدی در منطقه پر تنش خاور میانه خواهد انجامید اما در نهایت بی شک خواست و اراده و هوشیاری جمعی مردم ایران است که بر سیاست های جهانی تاثیر گذار بوده و در سرنوشت نهایی ایران نقش تعیین کننده خواهد داشت .

شهناز نیرومنش ـ ۵ ژانویه ۲۰۲۰ میلادی = ۱۵ دیماه ۱۳۹۸ خورشیدی

لینک در سایت telegra.ph
لینک تلگرام : قسمت اول | قسمت دوم