چه زخمها که بر تنت نشانده شد چه دردها که بر دلت نهاده شد چه گوشها که کر شد از شنیدنت چه چشمها که کور شد ز دیدنت تو رفته ای ولی هنوز... تا ابد زچشمهایشان هجوم ترس میچکد تو رفته ای و از تمام زخمهای کهنه ی بشر،در انتظار التیام هماره تا همیشه قطره قطره درد می چکد ولکنتی که نعره ی های بی امان انتقام میشود برای خواب ماندگان، شروع یک قیام میشود

چه زخمها که بر تنت نشانده شد چه دردها که بر دلت نهاده شد چه گوشها که کر شد از شنیدنت چه چشمها که کور شد ز دیدنت تو رفته ای ولی هنوز… تا ابد زچشمهایشان هجوم ترس میچکد تو رفته ای و از تمام زخمهای کهنه ی بشر،در انتظار التیام هماره تا همیشه قطره قطره درد می چکد ولکنتی که نعره ی های بی امان انتقام میشود برای خواب ماندگان، شروع یک قیام میشود

دیدگاهتان را بنویسید