يهودا، ابن ملجم و …


این مقاله در بهار ۱۳۸۹ خورشیدی ،پس از بازداشت اول استاد محمد علی طاهری توسط اطلاعات سپاه پاسداران، در ایران ،در روزنامه صبح اقتصاد  به همت دوستی عزیز به چاپ رسید

 

در بررسی تحلیلی سیر تاریخی فرایند های حقیقت جو در طول تاریخ،همواره شاهد شکل گیری و حضور سه گروه هستیم ؛به عبارت دیگربر سر راه تعالیم کیفی وحقیقت طلب متکی به هدایت های آسمانی معمولا از جانب یکی از سه گروه زیرموانع و مشکلاتی ایجاد میشود

  • گروه اول:یهودائیان
  • گروه دوم:ابن ملجمیان
  • وگروه سوم

برای بررسی آسیب ها و صدماتی که از جانب هر یک از این سه گروه میتواند متوجه جریانهای کیفی شود،تحلیل عملکردی و بیان ویژگیهای هریک از آنها الزامی است

«یهودائیان»

یهودا کیست؟یهودا یکی از حواریون عیسی مسیح(ع) است که مدتها جزء نزدیکان آن بزرگوار بوده و از آموزه های ایشان بهره مند شده است؛عیسی مسیح توانمندی شفاگری خویش را به او مثل سایر حواریون تفویض میکند و اوبا اینکه از این فیض رحمانی بهره میبرد،ولی آن زمان که حکومت وقت برای دستگیری عیسی (ع)جایزه تعیین می کند،یهودا داوطلب اجرای خیانت شده وشرایط دستگیری ایشان را فراهم می کند.

یهودا یک فرد نیست،او سمبل یک جریان فکری درمقابل حق ،در تمامی زمانها و مکانهاست .یهودائیان نمک خوران نمکدان شکنی هستند که همواره از دم مسیحائی عیسای زمانشان بهره می برند، به دست مسیح زمانشان از جام عشق و معرفت مینوشند،ولی در نهایت به او خیانت میکنند.آنها خوب میدانند حق کدام است،به خوبی حق را از باطل تشخیص میدهند ولیکن دل بیمارشان در جائی که باید ،عاجزاز تصدیق حق است. یهودائیان خائنین مطلع،دشمنان دوست نما،متظاهران دوست فروش هستند، همانها که اسوه ی عشق را ،هم او را که مسح کننده ی حقیقت است، به بهائی اندک،بهای تعیین شده در ذهن های بیمار و کوچکشان، میفروشند.

یهودائیان با آنکه از جام حقیقت چشیده اند،بدلیل ناتوانی در، از دست کشیدن از امیال کاذبشان ،درست در شرایط تعیین کننده سر تعظیم در برابر نادانستگی فرود آورده ،با خیانت خود در مسیر جریان حق تاثیری سوء و تعیین کننده گذاشته و لکه ننگی میشوند بر چهره ی تاریخ بشری

یهودا آگاهانه ضربه میزنند،خود به خیانت خود آگاهند و چه بسا پس از صدمه ای که میزنند پشیمان؛ِ”

“…میشوند،اما چه سود

«یهودا خیانتکار آگاه مغرض است »

«ابن ملجمیان»

ابن ملجم کیست؟ابن ملجم نیز نماینده ی جریان انحرافی دیگری در تاریخ است ،که به شکلی متفاوت به مقابله و مخالفت باجریانهای حقیقت طلب نمایان میشود.ابن ملجمیان که سمبل و نماینده جریان تاریخی ضد آگاهی هستند، خود را آگاه تر،دانا تر و مطلع تر از دیگران،حتی از متولیان اصلی حقیقت میپندارند.نقطه اتکاء فکری آنها بدنه ی متورم کمیت بی کیفیت است.آنطور که در تاریخ نقل شده ،آثار کثرت عبادات ظاهری و کمّی بر وجود و چهره ابن ملجم نمایان بوده است.ابن ملجم سمبل و نماینده جریانی است که میتوان آنها را دینداران ظاهری ومتعصبی دانست که از حقیقت دین بی اطلاع هستند.به شهادت تاریخ،ابن ملجم بسیار نماز میخواند،بسیار قرآن میخواند،فراوان روزه میگرفت…..ولیکن کثرت عباداتش او را به آگاهی نمیرساند،چرا که در ظاهر و کمیّت عبادات مانده بود،بی آنکه راهی به حقیقت آن داشته باشد.ابن ملجم سمبل ونماینده ی گروهی است که میپرسند: مگر علی مسلمان است؟!!!

تفکر ابن ملجمی ، زمینه ی تسلط قدرتی از نوع معاوی ای، متکی بر شیوه های عمروعاصی است؛ چرا که در این تفکر،کاغذ پاره های قرآن بر سر نیزه بیش از حقیقت قرآن مستوجب احترام میشود. عاقبت چنین تفکری، به اسم قرآن شمشیربر فرق قرآن ناطق کوبیدن و به نام خدا نادانسته تلاش بر بستن راه خدا داشتن،و به اسم دین در برابر دین ایستادن است

ابن ملجم میتواند نمایندی جهلی مستقل باشد و یا اینکه بدلیل تعصبش ،با باور دیندار بودن، آلت دست قدرت طلبان قرار گیرد،آنها که او را اغوا میکنند،خود خوب میدانند که حقیقت چیست!

ابن ملجم گمان می کند که حقیقت را خوب میفهمد، ولی از حقیقت فرسنگها فاصله دارد.ابن ملجم آنقدر در باور حق بودن خود، و ناحق بودن حق مجسم، و “در ناحقی که آنرا حق میپندارد، و حقی که آنرا ناحق می انگارد” به دلیل تعصب و یکسو نگری اش، محکم است که حتی حاضر است جانش را در این راه بگذارد

“ابن ملجم جاهل متعصب نا آگاهی است که میتواند آلت دست مغرضان آگاه قرار میگیرد”

           «ابن ملجم خدا پرست بی دین است»     

«گروه سوم»

در مقابل جریانهای حقیقت طلب در طول تاریخ،غیر از دو گروه یهودائیان وابن ملجمیان ،همواره شاهد حضور گروه سومی هستیم ،که نه به اندازه ی یهودائیان خائنند که به “حق” خیانت علنی کنند، و نه به اندازه ی ابن ملجمیان جاهل که “حق” را آشکارا ،گردن بزنند،این گروه ،هم با جهالت و هم با خیانت مخفی اشان، به صورت خزنده و نامحسوس ،در دراز مدت ضربه هائی اساسی بر پیکره ی جریان حق، وارد می کنند؛اینان به اصطلاح در گیر “جهالت و خیانت خفیه” هستنند. این گروه که در متن هر جریان حق طلبانه ای حضور پیدا میکنند،به آشنائی نسبی و بعضا سطحی با “حق” موفق شده و به ظاهردلسوز آن جریان هستند ،ولی در عین حال آفت پنهان حق در دراز مدت محسوب میشوند، چرا که به شدت قدرت طلب بوده ،درگیر منیت و حس برتری طلبی هستند و منافع شخصی برایشان پررنگ تر و مهم تر از به نتیجه رسیدن کیفی آن جریان حق است.اینها “غرضی” ندارند،بلکه در گیر “مرضی” هستند به نام “خود محور بودن” و “طرح خود”.حضور آنها در بدنه ی اصلی جریان باعث میشود ، این بیماری مهلک خیلی سریع تسری پیدا کرده و همه گیر شود،چرا که این گروه به دلیل دارا بودن صفت قدرت طلبی ، پر رنگ و پر سرو صدا هستند ،که البته در چشم ظاهر بینان نمود دارد. اینان در دراز مدت با جذب عده ای مشتاق ولی ساده دل و ظاهر بین و به پشتوانه ی آن عده ، تفکر مبتنی بر کمیت را به متن جریان حق تزریق میکنند واز انجا که در کیفیت و حقیقت ،طرح “من” راه ندارد،باعث رنگ باختن حقیقت وفربه شدن کمیت بی کیفیت می شوند. در مقابل این گروه، حقیقت جویان واقعی برای جلوگیری از کثرت و تفرقه ،که برای هرجریانی مخرب است ،تیغ درگلو و خار در چشم با هدف استمرار حق وحقیقت ،سکوت کرده با آنها مدارا میکنند،که متاسفانه همین امر به مقبولیت بیشتر آن خودمحوران در بین عامه میانجامد

بطور کلی همانقدر که، “پررنگ بودن من ” و”طرح خود” در جریانهای “کمّی خود محور” برای نیل به نتایج واهداف مورد نظر، به عنوان پارامتری تاثیر گذار تلقی شده و میتواند مفید و تعیین کننده باشد، درجریان های کیفی خصوصا جریانهای “کیفی خدا محور”بشدت مضرّ و آسیب زننده است ؛چرا که رکن اصلی در جریانهای کمّی ،تسلط و اعمال قدرت ،ولی در جریانهای کیفی آگاهی و شعور است.خود محوری از این جهت که مانع تسرّی آگاهی میشود، میتواند یک “جریان خدامحور” را از داخل تخریب کند و به سمت اضمحلال بکشاند.

با آنکه صدمه ی دو گروه “یهودائیان” و ابن ملجمیان”در تمام جریانهای حق جو ،مشهود ،کوبنده ،بازدارنده و مخرب است ،ولی صدمه ی ناشی از عملکرد “گروه سوم” در دراز مدت به مراتب مخرب تر از دو گروه دیگر میباشد ،چرا که در آن دو حالت ،به فاصله زمانی کوتاهی پس از ضربه وارد آمده ،آنان که باید دریابند ،در میابند که پای خیانت و یا کج فهمی در بین بوده ،و به این ترتیب تاثیر پذیری ادامه ی جریان از تفکریهودائی یا ابن ملجمی بسیار ضعیف میشود؛در واقع یهودائیان و ابن ملجمیان ضربه اشان را میزنند و میروند و صدمات ناشی از آن ضربه کاملا آشکار در معرض دید همگان قرار میگیرد ،در حالیکه در مورد گروه سوم ،چون منفعت طلبی و منیّت در پشت نقاب حسن نیّت و خدمت پنهان میشود؛ این افراد مورد وثوق و عنایت افراد ساده ای که در عین حال دلسوز جریان هستند واقع میشوند ،در نتیجه در صورت عدم هشیاری، ادامه ی جریان به دست همان گروهی خواهد افتاد که ” طرح خود”را به آرامی جایگزین ” طرح حق” کرده اند . در دراز مدت جریان حق به صورتی انحرافی ،با تفکر و خواست مبتنی بر قدرت طلبی این گروه ادامه یافته ،تاثیر تفکرات و نیّات آنها برای همیشه در استمرار جریان ،در تاریخ باقی خواهد ماند ؛تا جائیکه به مرور تشخیص حق از باطل به آسانی میسّر نخواهد بود

ربِّ اَدخِلنی مُدخَلَ صِدقِ وَ اَخرِجنی مُخرَجَ صِدق