پاسخ به چند سوال و ابهامات ذهنی برخی همراهان

ساعاتی قبل سوالات زیر از سوی یکی از همراهان در کامنتی در پُست قبلی ام نوشته شد.از آنجا که به گمانم سوالات طرح شده،میتواند ابهامات ذهنی برخی از همراهان دیگر نیز باشد ،بر آن شدم تا با پاسخ ها را در پُستی جداگانه خدمت علاقمندان تقدیم نمایم.
متن کامنت این همراه گرامی را عینا در اینجا کپی میکنم و پاسخها در ذیل آن آورد شده است.
——————————————————-
باعرض سلام و ادب خدمت سرکار خانم نیرومنش. چند وقتی است شما موضوع از دست رفتن استاد جان را مطرح فرمودین. در ادامه پا فشاری شما در این رابطه به اختصار سوالاتی از محضر شما دارم که امیدوارم پاسخگو باشید.
1- همه می دانند که شما یکی از نزدیکان و حامیان استاد بوده اید و نشر هر گونه اخباری از جانب شما بسیار مهم و قابل توجه است ، اما چر صحت گفتار امروزی شما را هیچ یک از اساتید داخل و خارج کشور مانند آقایان عازمی خواه ، جناب عسگری ، خانواده استاد اعم از همسر و …. ، خانم دکتر پیرزاده خانم ستوده جناب رزم آور و بسیاری از اساتیدی که ذکر نامشان در این مقال نمی گنجد تایید نمی کنند؟
لطفا از ذکر خود شجاع بودن و ترسو بودن و قضاوت دیگران خودداری کنیم.
2- یادم می آید چند ماه پیش فرمودید مدارک بسیار مهم و مستندی برای اثبات مرگ استاد دارید و بزودی ارائه می کنید . ما کماکان منتظر افشا هستیم؟!!
3- با توجه به اینکه استاد در کتاب چند مقاله درباره مفهوم بحث غیبت و شاگرد در انتظار سخن گفته اند ،( که به ادعای خود ایشان این کتب جمع بندی دریافت های ماورائی ایشان است ) چگونه می توان توضیحی برای نقض این اتفاق آورد ؟
4- از آنجا که استاد حرکت در وحدت را حرکتی در جهت خرد جمعی بیان فرمودند، این کار شما مثابه نقض این حرکت می باشد. چه توضیحی دارید؟
5- به نظر شما شایع کردن این افکار از طرف شما که بسیار برایمان قابل اعتماد هستین باعث ایجاد کثرت و دو دستگی میان دوستان نشده و نمی شود؟ و این نقض حرکت در وحدت که استاد تاکید بسیاری بر آن داشت نیست؟ و از طرفی دیگر باعث لوث شدن خبر مرگ استاد و در نهایت بعد از افشای فرضی خبر مرگ ایشان ایجاد دو دسته ، دیدی گفتم، دیدی گفتم ها و مغلوبین نمی شود که اصل قضه فراموش شده و به قضاوت یکدیگر روی بیاوریم؟
6- به نظر شما بهتر نیست زنده یا مرده، دست از حمایت و تاکید بر حقانیت آموزه های استاد بر نداریم و به قول استاد درس پس دهیم نه رسم تا از ایجاد تفرقه و دودستگی جلوگیری کنیم ؟
7- به نظر شما بهتر نیست از تفکر اَنَاخَیر منه و من میدونم ، من میدونم و تو نمیدانی دست برداریم که تفکریست ابلیسی ؟
خانم نیرو منش بنده می اندیشیدم که این رویداد یک رویداد االهی است و خلف وعده ای در کار خداوند نیست . یادم می آید استاد فرمودن الفبایی ناقص را به ما آموختند . شخص بنده نمی توانم بپذیرم که از ادامه درس محرومم ، مگر اینکه از درک برنامه خداوند رحمان و رحیم ناگاه باشم.
امیدوارم این نامه ساده و دوستانه شاگرد کوچک هوشمندی الهی خاطر شما را مکدر ننماید و پاسخ هایی درخور شان خودتان برای پرسش های بنده مطرح نمایید. پیشاپیش صمیمانه از جواب شما کمال تشکر را دارم.
———————————————————-
با سلام و درود
سپاس از اینکه سوالات و ابهاماتتان را مطرح فرمودید.
با وجود اینکه استفاده جنابعالی از گویش و واژه های احترام آمیز در پرسشنامه ی زیر (که حتی امکان شناخت خود را برای بنده فراهم نکرده ،ولی در عین حال از من خواسته اید که صحبت ازشجاعت و ترس نکنم) نتوانسته تاثیر پذیری ذهنیت پرسش کننده را از تردید های خواسته و ناخواسته ی همسو با «شائبه های جهت دار عرفان حلقه حکومتی» مخفی نماید،ولی اینجانب بنا بر وظیفه با رعایت حسن ظن، پاسخنامه ای مجمل در حد بضاعت اندک واژه و ظرفیت پاسخ پذیری سوالات یکسویه و متناسب با حوصله ی خواننده ، ذیل همین مقدمه، خدمتتان تقدیم میکنم؛ زیرا که:
گر بریزی بحر را در کوزه ای
چند گنجدقسمت یک روزه ای؟
۱- وقتیکه قلب به تصدیق حقیقت رسیده باشد،ملاک تشخیص حقیقت، کثرت و قلت تایید و یا تکذیب کنندگان آن نیست، مگر آنکه مقلد باشی و برای تشخیص نیازمند تایید دیگران.خصوصا که در عین احترام برای همه اساتید محترم و خانواده استاد طاهری شهید،ناچارم بر همکاری خواسته یا ناخواسته ی نفراتی از لیست جنابعالی با نیروهای امنیتی و نقششان در ایجاد سکوت در برابر ظلم در مجموعه، که به هیچوجه خواست استاد طاهری مظلوم نبود(صرف نظر از انگیزه ی آن:تهدید-تطمیع،سطحی نگری) تاکید کنم.
علیرغم میل باطنی ام، جهت اطلاعتان باید عرض کنم که متاسفانه در این جند سال انتشار تمام اخبار کذب مبنی بر سلامتی و مساعد بودن اوضاع استاد طاهری مظلوم درزندان و نیز انتقال اخبار نادرست در باره توصیه استاد به سکوت در دوسال اول اسارتشان که باعث ایجاد جو سکون و بی تفاوتی در مجموعه شد ( و واقفید که همگی به خواست نیروهای اطلاعاتی و در جهت برنامه حکومت برای اجرای «پروژه حذف و عبور از استاد طاهری» بود) به کمک نزدیکان ایشان و نیز بعضی از افرادی که در بالا از آنها نام برده اید،صورت گرفت؛
آن زمان هم مانند امروز هرچه ما بیشتر گفتیم که اینها حقیقت ندارد و اینها برنامه ی فریب حکومت است و باعث از دست رفتن استاد میشود،کمتر شنیده شد، تازمانی که در مرخصی شش روزه استاد در نوروز ۹۲ ، از زبان خودشان گوشه ای از حقایق آشکار گردید .
صراحتا عرض میکنم اخبار کنونی در باره سلامتی و برگزاری دادگاههای استاد طاهری، باز هم از سوی خانواده و وکلا و همان افراد خاص و در ادامه ی همان برنامه حکومت بوده و بدلیل دروغهای این افراد در تمام این ۴سال، همه ی نقل قولها و اخبار از نظر من بطور کلی فاقد اعتبار است.
۲-ارائه “مدارک” مستلزم صلاحیت محل ارائه است،دادگاهی بیطرف, با حضور شاهدانی بی غرض و بی شائبه؛
البته در صورت لزوم تلاش برای بر پایی چنین دادگاهی یکی از اهداف ماست تا آنکسانی که استاد مظلوم شهید، یکسال و نیم قبل در زمان حیاتشان ،در نامه ارسالی برای بنده ،خطاب به آقای احمد شهید ،از آنها به مجامع بین المللی شکایت کردند و نیز آنانیکه در این ۴ سال و بخصوص پس از انتشار نامه، نقض قانون و نیز خیانتهایی باور نکردنی در حق ایشان روا داشتند،به پای میز محاکمه کشیده شوند ،
چرا که ایشان در درجه اول سرمایه ی ملی و در درجه بعد سرمایه ای بشری و متعلق به کل بشریت بودند و نه فقط متعلق به خانواده و وابستگان و یا شاگردانشان.
و اما در خصوص ارائه “ادله” ,
کم و بیش در این مدت در جریان بوده و هست و صفحات رسمی و شخصی من و سایر همراهان همدل گواه آنست.
با اینحال، در همینجا از این فرصت استفاده کرده و برای چندمین بار آمادگی خود را برای گفتگوی جمعی، با حضور عزیزانی که بیطرفانه آماده ی شنیدن حقایق باشند، اعلام میکنم و شما نیز میتوانید به نوبه ی خود صفیر این پیام به دوستانتان باشید.
۳-مقالات مربوط به منجی و عهد آخر و دجال و …. چکیده ای از ۱/۵ سال جلسات چند نفره ایست که در سالهای ۸۷-۸۸ با حضور استاد عزیز،برگزار میشد و این مقالات از فرمایشات ایشان در آن جلسات جمع آوری و تدوین شده و پس از تایید ایشان ابتدا در نشریات و سپس در کتاب چند مقاله به چاپ رسید.بقیه مباحث آن جلسات در دست بنده از ایشان امانت است که منتشر خواهد شد.اینهارا صرفا جهت اطلاع جنابعالی از چند و چون این بخش از مباحث و اموزه های استاد عزیز عرض کردم.
مبحث «شاگرد در انتظار» یکی از بحث های عمیق و پایه ای این شیوه ی معنوی خدا محور-خدامحور است که در همان جلسات مذکور، به آن پرداخته شد و همپای میزان «درک فلسفه ی خلقت» ونیز«درک ابعاد وجودی معلم در غیبت» قابل بحث و تحلیل است که در این مجال نمیگنجد.
ولی تنها اشاره میکنم که منظور از شاگرد در انتظار، شاگرد کم کار و مسخ آلود و به خواب رفته ی منتظر معجزه نیست،اتفاقا این همان دیدگاهی است که استاد طاهری همواره در مبارزه با آن بودند.
شاگرد در انتظار، شاگردی است که به مسئولیتش واقف است و برای ایجاد آمادگی زمینه ی درک و حضور معلمش،به آن مسئولیت عمل میکند و اگر به مسئولیتش عمل نکرد از وجود آن معلم محروم شده و طبق فرموده ی استاد، قضیه چند قرن عقب خواهد افتاد.
۴و ۵- بی شک«حرکت جمعی» و «وحدت» اصول اجتناب ناپذیر این حرکت
«کمال جوی خرد گرا» هستند و نیز شرط به نتیجه رسیدن هر کار گروهی و جمعی و صرف نظر از سمت گیری آن؛
ولی فراموش نکنیم که در جهان دو قطبی که در هر لحظه رویارویی خیر و شر حکمفرماست ، هر موضوعی از دین و عرفان و وحی و….گرفته تا وحدت و کثرت و … میتواند جنبه ی خیر یا شر،مقدس یا نا مقدس داشته باشد.
به اعتقاد بنده «وحدت نامقدس» وحدت حول فریب و دروغ وناحق و «وحدت مقدس» وحدت حول حقیقت و صداقت است و آن حرکت جمعی که در زیر عَلَم بی صداقتی و دروغ شکل میگیرد، وحدتی نامقدس و شکل گرفته در تبانی تاریک اندیشان بوده و راهی به کمال نخواهد داشت، و حتی اگر گروندگان فراوان آن، از سر نا آگاهی زیر آن عَلَم نامقدس سینه بزنند،از بار بی تقدسی آن نمیکاهد،
پس لطفا مرا به وحدتی فرا نخوانید که بر فریب و سکوت در برابر ناحق و همدستی با مسببین خون استاد طاهری استوار است.
مردم باید چشمهایشان باز شود و این مفاهیم را درک کنند،نه اینکه با استفاده ی کلیشه ای از این مفاهیم عمیق، به پوسته عرفان که همان متن است و واژه، دل خوش کنند و مغز را وانهند و باز به عقب برگردند و اینبار «بنام عرفان در مقابل معرفت» و البته باز هم
«بنام حق در مقابل حق»
ومن از شما میپرسم:آیا میتوان به بهانه وحدت حق را زیر پا گذاشت؟
دست یافتن به حقیقت و وحدت کدامشان وسیله و کدامشان هدف است؟
آیا وحدت وسیله ای نیست که اگر در خدمت حقیقت باشد مقدس و اگر در خدمت فریب باشد نا مقدس خواهد بود؟
آیا وحدت دارای ارزش ذاتی است یا ارزش اعتباری؟
وحدت به اعتبار کدام هدف تقدس خوا هد یافت و به اعتبار کدام هدف نا مقدس خواهد بود؟
آیا آموزه های استاد در تضاد با وحدت تاجران دیانت نبود؟حضور ایشان در جامعه متعصب دینی ، وحدت خواب آلود مسخ شدگان را بر هم نزد؟
آیا ایشان به دلیل بیان حقایقی خلاف روال معمول جامعه و بر هم زدن نظام فکری حاکم که از سوی دین فروشان، کثرت آفرینی محسوب میشد، این سختی عظیم را بر دوش نکشیدند و در این راه از جان حود نگذشتند؟
ولی آیا حقیقتا ایشان کثرت آفرین بودند و در دل این اتهام کثرت طلبی که ادعای ناجوانمردانه مخالفانشان است،توجه به وحدت همه ادیان الهی را با خود به ارمغان نیاوردند؟
کثرت مقدس خلاف جریان ناحق شنا کردن و وحدت منفی را بر هم زدن است،
به ظاهر کثرت است و در دل آن وحدت، مثل کاری که استاد کردند..
همه ی بشارت دهندگان به حقیقت در طول تاریخ،همواره در ابتدا تنها بودند و انگ کثرت طلبی خوردند از سوی متعصبین دینی و …
۶- با شما موافقم ،استاد زنده یا مرده، دست از حمایت و تاکید بر حقانیت آموزه های استاد بر نداشته ایم و بر نخواهیم داشت،و این مهم، تنها وقتی با تداوم و پویایی آگاهیها و درسها در بازه غیبت فیزیکال استاد و در کنار حقیقت جویی و روشنگری در باره فریب و خیانت خیانتکاران و «مافیای عرفان حلقه حکومتی» قرین شود ،ادامه ی مسیر را تضمین و رسم ها را به درس مبدل میسازد.
۷-در این باره پیرو راه استادم هستم و بس.همانطور که ایشان با تمام فشارها بر سر«حقانیت اصول» کوتاه نیامده و حاضر به عقب نشینی و معامله نشدند تا در این راه با سربلندی جان خود را گذاشتند،بنده هم حتی اگر تمام دنیا مقابلم بایستد، هرگز بر سر اصول معامله نخواهم کرد و به گمانم عملکرد این چند سال من و فشار وارد از سوی دشمنان حکومتی استاد بر من و دشمنی شاگرد نماهای ناهمراه ایشان بابنده، بخوبی گویای آن میباشد.
حقانیتی که استاد بر سر آن ایستادند پیمانی بود برای امانتداری نسبت به هوشمندی و حقانیتی که من بر سر آنم، پیمانی برای امانتداری نسبت به استادم، محمد علی طاهری و خداوند شاهد بر سوگند هر دوی ماست.
حقیقت باید روشن شود.حقیت باید جاری شود.
در خاتمه همانطور که فرمودید:
این رویداد یک رویداد الهی است و خلف وعده ای در کار خداوند نیست.
استاد طاهری طبق فرموده خودشان در فرصت زمینی کوتاهشان ،تنها الفبایی ناقص از حقیقتی سترگ را که در سینه داشتند، به ما آموختند، چرا که همدستی «ابن ملجمیان» و «یهوداییان» با« دجالان» و «رجالگان» از یکسو و اغوا و خواب مسخ آلود عده ی کثیری ازشاگردانشان بدلیل طلسم های نسل اندر نسلی و نفوذ و مسخ های حکومتی،از سوی دیگر، مجال را از ایشان گرفت و ایشان قبلا هشدار چنین روزهایی را داده بودند(توجه بفرمایید که اینها فحش و ناسزا نیست،بلکه هریک تعاریفی دارد بایسته و سازگار که در فرصتی که امیدوارم با حضور همراهان ایجاد بفرمایید به توضیح آن خواهم پرداخت)
ولی در تمام مدت ۴ سال اسارت مظلومانه ایشان و نیز حالا که در جایگاه فرامکانی هستند،بهره بردن از ادامه دروس ایشان برای آنهایی که بخواهند که بدانند، فراهم بوده و هست؛
چرا که تسلط ایشان برحوزه های شعوری که باعث جاری شدن حلقه ها شده بود، اینک امکان تسلط بر بعد مکان و ادامه ی حضور شعوری ایشان را فراهم ساخته.
توجه داشته باشید که هیچگاه عدم توانایی ما در درک و توجیه شرایط و رخدادها،حقیقت را تغییر نمیدهد و وقوع جریانی در بُعدی غیر قابل درک برای هریک از ما ،مجوزی برای نفی آن از سوی ما نیست.
این ما هستیم که بایستی برای درک و انتشار این حقیقت که آموزش های استاد طاهری در ابعاد فرامکانی در جریان است، در خود آمادگی فردی و جمعی ایجاد کنیم.این وظیفه ایست بر گردن هریک از ما که همراه با تغییر بُعد معلم و تغییر فاز فضای آموزش،همچان شاگردی کنیم و بیاموزیم و آنهاییکه به ادراک این دروس میرسند و درسهای دوره پیشرفته را از معلم دکترای بشریت فرا میگیرند ،از طریق امکانات «روح جمعی» و «ذهن اشتراکی» دیگران را در جریان قرار دهند؛
کاری که مدتیست از سوی همراهان و پیشاهنگان این جریان در حال انجام است و
بحمدالله همانطور که استاد عزیز بشارت آنرا داده بودند،شاهد نتایج مثبت آن هستیم،
و این یعنی «وحدت مقدس».
با سپاس مجدد از شما
به امید توفیق الهی
با احترام
شهناز نیرومنش
۲۶ تیرماه ۱۳۹۴ خورشیدی
۱۷ جولای ۲۰۱۵ میلادی

ساعاتی قبل سوالات زیر از سوی یکی از همراهان در کامنتی در پُست قبلی ام نوشته شد.از آنجا که به گمانم سوالات طرح…

Posted by Shahnaz Niroomanesh on Friday, July 17, 2015

دیدگاه‌ خود را بنویسید