یک نقطه فرق بین رحیم و رجیم نیست

امروز ۲۰ جولای ۲۰۱۴ است و باز به بهانه ی انتشار نامه ای که از استاد طاهری در دستم امانت بود خودی های ناخودی و ناخودی های خودی نما باز تحت فشارم قرار داده اند و حالا به این بهانه …
بخشی از نامه ای که ماهها قبل  برای کسی و کسانی ارسال شده بود که قدم پیش نهادند به ادعای وحدت اما دل نتوانستند نهادن بر این ادعا:
..و اما دیر زمانیست به طراحی جریانهای کثرت آفرینی که هر از چند گاهی یکی را به بازیگری در آن به بازی میگیرند، میاندیشم و سایه به سایه شدنشان و انگشت های اشاره ای که همواره بسویی خاص نشانه رفته و میروند…
و این بازی و این نقش سازی، از آنان که نزدیک هستند یا با نیات خاص نزدیک شده اند و میشوند ،گرفته تا شخصیت های مجازی خود ساخته و شخصیت های حقوقی منتسب ساخته کسی را بی نصیب نگذاشته و حتی تا شخصیت های حقیقی سببی یا نسبی وابسته به “او ” پیش میروند.
«اویی که چون جان در تن است و همچون من با منست»
و این خود نشانی دارد از حقیقت در خود، برای حقیقت جویانی که از خود صادقانه میپرسند چرا؟!
و گذشت زمان به آنها پاسخ خواهد داد …

و البته و صد افسوس که بند زمان، امکان اثبات زودرس بر ادعا های صدق را سلب میکند .
آری به همه ی اینها میاندیشیدم که ماجرای تاریخی “مسجد ضرار” را نشانم دادند،به جستجویش رفتم و دیدم:
مسجدی ساخته شده در مجاورت مسجد پیامبر،توسط مدعیان مسلمانی که بر خلاف کفار قریش ،شمشیر از رو نمیکشیدند و با ادعای وحدت ،کثرت میافریدند ، تا یا به او بقبولانند خواسته های خود را در صورت مدارا و یا بتازند بر او و تخریبش کنند،در صورت مقابله.
تیغ دو لبه ای که از هر سو برنده بود و آسیب زننده …
و این که بر خلاف تصور همه ، پیامبرموجب تعجب همه شد ومقابله را بر مدارا ترجیح داد!
و قداست مسجد را نادیده گرفت و مسجد نو ساخته را تخریب کرد!!!
و من از خود پرسیدم آیا عملگان سازنده مسجد ضرار خود میدانستند دارند آب به چه اسیابی میریزند ؟ یا اینکه:
– دلخوش بودند به دستمزدی و نان حلالی! از ساخت مسجد که شکم گرسنه اشان را سیر میکرد ؟
– یا سرخوش از حس غروری ناشی از افتخار انتخاب شدنشان برای ساخت مسجد خدا ،در بین آنهمه مدعی! که آبرو به آنها میداد و گرسنگی نوع دیگرشان را سیر میساخت به پادرمیانی دلالان نام و نان؟
…….
ای گل گمان مبر به شب جشن می‌روی
شاید به خاک مرده‌ای ارزانی‌ات کنند

یک نقطه بیش فرق “رحیم” و “رجیم” نیست
از نقطه‌ای بترس که شیطانی‌ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانه است که قربانی‌ات کنند

(شعر از فاضل نظري)

شهناز نیرومنش

چهارم سپتامبر ۲۰۱۳