در دوست به جز خویشتن خویش ندیدیم – دفتر دوم کتاب سیر – تابستان 1387

اوضاع جهان را همه دیدیم و شنیدیم پس در پی مطلوب دویدیدم و دویدیم افسوس که چون نقش رخ دوست نجستیم جز پرده پندار و خطا هیچ ندیدیم بی نقش رخش منظره هستی موهوم تصویر مجازی است که در آیینه دیدیم پس در طلب دوست هم آیینه شکستیم هم پرده ما و من موهوم دریدیم از خویش گذشتیم و شکستیم و دراندیم از دوست خودش را و خودش را طلبیدیم آندم که شکست آیینه و پرده فرو شد در دوست به جز خویشتن خویش ندیدیم

اوضاع جهان را همه دیدیم و شنیدیم/ پس در پی مطلوب دویدیدم و دویدیم افسوس که چون نقش رخ دوست نجستیم /جز پرده پندار و خطا هیچ ندیدیم بی نقش رخش منظره هستی موهوم /تصویر مجازی است که در آیینه دیدیم پس در طلب دوست هم آیینه شکستیم /هم پرده ما و من موهوم دریدیم از خویش گذشتیم و …

در دوست به جز خویشتن خویش ندیدیم – دفتر دوم کتاب سیر – تابستان 1387 ادامه »